صفحه ها
دسته
....
يادياران قديمي نرود از دل تنگ...
دوستان نازنينم
مداحی
سایت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1101434
تعداد نوشته ها : 1349
تعداد نظرات : 1773

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

اول خدا

 

چندروز پیش رفته بودم نمایشگاه کتاب . چنگی به دل نمی زد . مثل هرسال

نبود .یه دفعه رو به دلخواه و دو بار دیگه رو بالاجبار راهی نمایشگاه شدم !

هوا واقعاْ سرد بود و منم به شدت سرمایی ولی خوب نمی شد به بعضی ها

 نه  گفت !

تنها شانسی که آوردم این بود که انتشارات " تکا "  هم اون جا یه غرفه ی

کوچولو داشت ومن تونستم چند تا کتاب شعر البته گزیده ی اشعار شاعرای

 نازنینی رو که دوست داشتم بخرم و از همه مهمتر گزیده ی اشعار " آقای

 صفربیگی " بود که دوبیتی ها و رباعی هاشون رو عاشقانه دوست دارم .

حیفم اومد برای شما ننویسم با اجازه ی شاعر خوبشون !

 

تقدیم به شما دوستای گلم  :

 

 

این دل که شهید دوستت دارم توست

تنها به امید دوستت دارم توست

باران که به روی شعر من می بارد

اجرای جدید دوستت دارم توست

 

 

از این همه ابر لوس باران عزیز!

شد چهره ی من عبوس باران عزیز !

خشکید دوباره غنچه ی لب هایم

یک قطره " مرا ببوس " باران عزیز !

 

 

از بس که خدا به ما دوتا بد بین است

از فرط خجالت سرمان پایین است

ما متهم ردیف اول هستیم

عاشق شده ایم ،جرم مان سنگین است !

 

 

تا کی سرکوچه تان هیاهو بکشم

از چار طرف محله را بو بکشم

سارا ! تو رو هرکه دوست داری ،نگذار

مجبور شوم دوباره چاقو بکشم

 

 

ما با دل مان هنوز مشکل داریم

صد سنگ بزرگ در مقابل داریم

معشوق خودش می برد و می دوزد

انگار نه انگار که ما دل داریم

 


دسته ها : شعر - عمومی
يکشنبه 7 9 1389
X