صفحه ها
دسته
....
يادياران قديمي نرود از دل تنگ...
دوستان نازنينم
مداحی
سایت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1122912
تعداد نوشته ها : 1349
تعداد نظرات : 1773

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

اول خدا

 

 

 

 

یا اباصالح المهدی "عج " ادرکنی

 

قل قل دیگ قیمه نذری،
غلغله پشت این در چوبی

 

آه ای قلب کوچکم تو چرا،
باز هم سر به سینه می کوبی؟

 

دسته ها دسته دسته می آیند،
طبل های عزا بلند شده


ظهر نزدیک می شود کم کم
باز بوی غذا بلند شده

                


چشم من دسته دسته می گردد
شاید او بین دسته ها باشد

شاید او بین نوحه خوان ها یا
بین این دلشکسته ها باشد

یک نفر بین دسته های عزا
مثل او سخت اشک می ریزد


یک نفر قرنها کنار فرات
اشک حسرت به مشک می ریزد

کوچه احوال دیگری دارد
علم و سنج و نخل و طبل و کتل

نوحه خوان قدیمی مسجد
کربلا را می آورد به محل

 
کاش می شد به کربلا بروم
برگی از زخم کهنه بردارم

 
بیتی از زخم کهنه بنویسم
تربتی با اجازه بردارم

مانده ام پشت این در چوبی
خانه ام از نگاه او دور است

آسمان را گرفته غربت عشق
ماه در غیبتش چه کم نور است

 
دیگ نذری به جوش آمده است
نذر هر ساله ام سلامت اوست

 
آرزویم نماز عاشورا
ظهر موعود،با امامت اوست!


                          
      نغمه مستشار نظامی

 

[تصویر: all444xw5.gif]

دسته ها : موعود - آینه ی عشق
شنبه 27 9 1389

 

اول خدا

 

محرم.امام حسین.ضربان قلب. سینه زنی.عزاداری.فتح خون.آوینی

 

 

السلام علیک یا ابا عبذالله الحسین "ع "

 

بشنو از نی، وسعت پژواک را

انعکاس ناله ی افلاک را

هر صدایی را که تنهایی نهفت

نی، میان نغمه ها همواره گفت:

وسعت فریاد من، صبحی پرند؟!

واکن از دل، عقده های دردمند

تا، ز هفت اقلیم عالم، بگذرم

گرد دل تنگی نگیرد باورم

            *  *  *

اوج غم هر چند با ناله یکی ست

خاطرات نی، فقط در ناله نیست

ریشه ی اندوه نی، در نی نواست

زخمه هایش، خاطرات کربلاست

نی نوازانی که عاشق نیستند

عاشق فصل شقایق، نیستند

هر چه دل، صرف ترنّم می کنند

بند هفتم را، به لب گم می کنند

بند هفتم، در مقام عاشق است

در مقام عاشقان لایق است

بند هفتم، نغمه ی شور دل است

قصه ی اشک و عبور محمل است

بند هفتم، نی نوای سینه هاست

گریه آیینه در آیینه هاست

بند هفتم … یا همان بند عجیب؟!

مانده همواره به روی نی، غریب

غربت آباد نوایش، بند بند

زخمی فصلی سراسر، دردمند

ریشه ی هر نغمه در نی، نینواست

نینوا، اندوه نسل کربلاست

 بشنو از نی، نی، نوای آشناست

نی، نوای آشنای نینواست

اینکه با نی سرّ حق را گفته اند

بند بندش را به مژگان سُفته اند

نی فقط مفهوم داغ لاله نیست

نی فقط مضراب زخم ناله نیست

سر هفتاد و دو نور سرمد است

فصلی از نا گفته های احمد(ص) است

آنکه می بایست گوید، چون نگفت؟!

تا تواند شیعه سرّ دل نهفت

کربلا یعنی: کتاب سرّ حق

پرسش دل در جواب سرّ حق

کربلا یعنی : سکوت بو تراب

اوج فریاد حقیقت در جواب

کربلا یعنی: مرام فاطمه(س)

جنت الماوای نام فاطمه(س)

هر کسی خواهد جوابی بشنود

آیه ای، فصل الخطابی بشنود

باید اول نای دل را خون کند

بعد از آن،خود را زغم مجنون کند

تا سراغ سینه ات آید جنون

گریه باید کرد، گریه غرق خون !

نی همیشه خون ز دل جاری کند

تا تو را در مویه ات، یاری کند

سینه می خواهد حدیث درد عشق

درد سازد مرد غم را، مرد عشق

تا نوای نی نوا ،دل می برد

سمت دشت کربلا دل می برد

                *  *  *

" بشنو از نی" نی نوای ناله را

کربلا در کربلای ناله را

از نیستانی که می آمد نوا

مانده زخم اشک و خاکستر به جا

بانگ شهنایی که بر هامون نشست

گریه های بی صدا، بر لب شکست –

بیت الاحزان سکوت ناله بود

یادگار سرزمین لاله بود

سینه سینه از غم دل سوختند

لب به شکوه ، در نیستان دوختند

تا به دنبال یقینی که بلا

خیمه خواهد زد به دشت کربلا !

هستی خود را ز سرها وا کنند

دل فدای جاری دریا، کنند.

عاشقانه، مست باده از الست

سر گرفته پیش رو، افشانده دست

همنوا با نغمه ی لاهوتیان

پر گشوده تا دل هفت آسمان

لحظه لحظه، مثل شبنم، بی زوال

ره سپردند از نیستان خیال

هفتمین بند بلند آوای عشق

شد به دشت کربلا، شهنای عشق

             *   *  *

تا نوای نینوا، دل می برد

سمت دشت کربلا، دل می برد

هر که دارد غیرت آیینه را

می دمد حیرت، حریم سینه را

" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق "

بشنو از نی، نی نشان، نینواست

نی نوا، زخم نوای کربلاست.

                           سید علی اصغر موسوی " سعا "

 

                                               


                  

 

دسته ها : آینه ی عشق
پنج شنبه 25 9 1389

 

اول خدا

 

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید کربلا را /دشت پر شور و نوا را

گردش یک روز غمگین /گرم و خونین

لرزش طفلان نالان /زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های کودکانه

از فراز گونه های زرد و عطشان /با گهرهای فراوان

می چکد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته /رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی

چشم در چشمان هم آرام و سنگین /می چکد آهسته از چشمان سقا

بر لب این رود پیچان

باز باران ...

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان /هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب /نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب

شش ماهه طفلی/رو به پایان/مرد محزون

دست پر خون می فشاند /از گلوی نازک شش ماهه

بر لب های خشک آسمان با چشم گریان

باز باران ...

باز هم اینجا عطش ، آتش ،شراره

جسم ها افتاده بی سر، پاره پاره

می چکد از گوش ها باران خون و کودکان بی گوشواره

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

واندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان

دستها آماده ی شلاق و سیلی

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی

اندراین صحرای سوزان /می دود طفلی سه ساله

پر زناله /پای خسته/دلشکسته /روبرو بر نیزه ها خورشید تابان

می چکد از نوک سرخ نیزه ها /بر خاک سوزان

باز باران باز باران


قطره قطره می چکد از چوب محمل /خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این کاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این کاروان هم سنگ باران


آری آری / باز سنگ و باز باران /آری آری /تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی

بر فراز خیمه برگونه ها /بر مشک ساقی

کاش می بارید باران...!

 

                                               " علی اصغر کوهکن "

 

 

 

 

دسته ها : آینه ی عشق - بارانه
سه شنبه 23 9 1389

 

اول خدا

 

 

دلم دریاچه ی غم شد دوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره
صدای سنج و دمام اومد از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره
 
 
 

بخون ای دل که دشتستون صدا شه
کمی فایز بخون دردم دوا شه
ملایک نوحه خوانان حسینند
بخون والله خدا هم از خداشه
                                                     " علیرضا قزوه "
دسته ها : آینه ی عشق
چهارشنبه 17 9 1389

 

اول خدا

 

 

 

در پیش تو عشق ، مشق غیرت می کرد

غیرت به شجاعتت حسادت می کرد 

از عرش ، خدا به کربلا آمده بود

با دست بریده ی تو بیعت می کرد

 

 

ای خون به رگ دویده ی عشق ! حسین "ع "

خورشید به خون تپیده ی عشق ! حسین "ع "

در دشت عطش لبان تفتیده ی درد

در تشت ، سر بریده ی عشق ! حسین "ع"

  

 

افتاده تب هلاک توی سرتان

یک آتش دردناک توی سرتان

لب های رقیه "س " از عطش خشک شده

ای این همه آب ! خاک توی سرتان !

 

 

چرخید خداوند به دور سر تو

زد بوسه به پاره پاره ی پیکر تو

والله که کشتی نجات همه است

گهواره ی کوچک علی اصغر"ع" تو

 

 

آن روز اسیر دست ظلمت شد آب

قربانی غفلت و جهالت شد آب

از سوز عطش لبان مولا "ع " خشکید

والله که آب از خجالت شد آب !

                                    " جلیل صفربیگی "

 

دسته ها : آینه ی عشق
سه شنبه 16 9 1389

 

اول خدا

 

 

http://hadithezendegi.persiangig.com/image/valeh%20(%202%20)/emam%20hasan.jpg

 

  در جود و کرم دست خدا هست حسن "ع "

دست همه را وقت عطا بست حسن" ع" 

نومید نگردد کسی از درگه او

زیرا که کریم اهل بیت است حسن"ع"

 

میلاد کریم آل طاها را به پیشگاه مقدس صاحب الزمان " عج " و همه ی

شما دوستان نازنینم تبریک و تهنیت می گم. 

 

دسته ها : آینه ی عشق
چهارشنبه 3 6 1389

 

اول خدا 

 

ازفاطمه اکتفا به نامش نکنید
نشناخته توصیف مقامش نکنید
هر کس که در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نکنید



بر حاشیه‌ی برگ شقایق بنویسید
گل ، تاب فشار در و دیوار ندارد


پیمبری که عمری غم خوار امتش بود
روی کبود زهرا (س) اجر نبوتش بود ؟!


دل از غم فاطمه توان دارد ، نه
و ز تربتِ او کسی نشان دارد ، نه
آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه




یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟


ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم
محتاج عطا و کرم فاطمه ایم


حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود


بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته ، به قرآن زهراست

 

دسته ها : آینه ی عشق
دوشنبه 27 2 1389

اول خدا

 

خزان زود هنگام و کبود شدن یاس بوستان پیامبر ، تسلیت باد .


پیامبر اکرم (ص) می فرمایند
 :
من نام دخترم را فاطمه (س) گذاشتم ؛ زیرا خداوند ، فاطمه (س) و هر کس که
او را دوست دارد ، از آتش دوزخ دور نگه داشته است.

 

دسته ها : آینه ی عشق
يکشنبه 26 2 1389

 

 

اول خدا

دوستان خوبم سلام

 

میلاد با سعادت حضرت زینب " س " را به  پیشگاه مقدس حضرت

ولی عصر" عج " و همه ی شما دوستان نازنینم تبریک و تهنیت می گم!

 

 

دوباره این مرغ دلم کرده هوای شهر عشق

دلی که کربلائیه پر می کشه می ره دمشق

 

قصه ی دل زمینی نیست یه حرف آسمونیه

یه هدیه ی خدائیه صحبت یار جونیه

 

قصه ی دل همونه که روز ازل گفته شده

ز ماجرای بیدلی هردلی آشفته شده

 

همیشه همراهشه و مونس و یار و همدمش

می خنده با خنده هاش و غصه می گیره با غمش

 

یه روزی ام می ره و همسفر قافله ها

بدون همراهی دل پر نمی شه فاصله ها

 

اگرچه در مرام دل عشق حسین ، مذهبیه

هر چی که دل تو عالمه اسیر عشق ، زینبه

 

" محمد علی شهاب "

 

دسته ها : آینه ی عشق
سه شنبه 31 1 1389

 

 

اول خدا

 

 

 دوستان گلم سلام

میلاد خجسته ی امام حسن عسکری "ع" رو به ساحت مقدس امام زمان "عج" و همه ی دوستان خوبم تبریک و تهنیت می گم.

 

ای غیبت نموده به سرداب سامراء

ای منتقم و وارث خون های کربلا

مولا قسم به چادر خاکی مادرت

سال هزار و سیصد وهشتاد و نه بیا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

هرمؤمنی که با مردم متواضع باشد، نزد خدا از صدیقین می باشد.

                                               امام حسن عسکری "ع"

 

دسته ها : آینه ی عشق
چهارشنبه 4 1 1389
X