صفحه ها
دسته
....
يادياران قديمي نرود از دل تنگ...
دوستان نازنينم
مداحی
سایت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 715717
تعداد نوشته ها : 1349
تعداد نظرات : 1772

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

اول خدا

عکس ها و تصاویر عاشقانه و دوست داشتنی (سری چهارم آلبوم عشق) 

 

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست
روز خاکستری سرد سفر یادت نیست ؟!
ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من
در شب آخر پرواز خطر یادت نیست ؟!
تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست
نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست ؟!

یادم هست …. یادت نیست ؟؟؟!!!

خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود
پس چرا گشت شبانه ، در به در ، یادت نیست ؟!
من به خط و خبری از تو قناعت کردم
قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست ؟!
عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید
کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست ؟!
تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی
باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست ؟!
تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل
آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست ؟!

یادم هست …. یادت نیست.... ؟؟؟!!!

 

دسته ها : ترانه
سه شنبه 26 5 1389

 

اول خدا

 

 

ای همه آرامشم از تو. پریشانت نبینم

چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم  

ای تو در چشمان من یک پنجره لبخند شادی

همچو ابر سوگوار اینگونه گریانت نبینم  

ای پراز شوق رهایی رفته تا اوج ستاره

در میان کوچه ها افتان و خیزانت نبینم  

مرغک  عاشق کجا شد شور آواز قشنگت  

در قفس  چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم  

تکیه کن برشانه ام ای شاخه ی نیلوفرینم

تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم   

قصه دل تنگیت را خوب من بگذارو بگذر 

گریه دریاچه ها  را تا به دامانت نبینم

کاشکی قسمت کنی غم های خود را با دل من 

تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم  

 تکیه کن برشانه ام ای شاخه ی نیلوفرینم 

 تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

 

دسته ها : ترانه
دوشنبه 11 5 1389

 

 

 اول خدا

 

خالی ام خالی از آواز ، خالی از جرأت پرواز

ای غزل ترین ترانه منو از ازل بیآغاز

 

منو پر کن از ستاره ، از یه فریاد دوباره

از یه آهنگ قدیمی که خریداری نداره

 

منو پر کن از پرستو ، از شب نگاه آهو

از تو خاکستر دریا ، زنده شو ترانه بانو !

 

با تو بادبادک رویا ، توی پنجه های باده

بی تو حتی یه چراغم از سر کوچه زیاده

 

ترانه ی سکوتم و تنها تو می شنوی عزیز !

عطر زلال تنت و ، رو تن لحظه هام بریز !

 

بگو از شب تا خروسخون فاصله چن تا ستاره است ؟

بگو کِی لحظه ی ناب اون تولد دوباره است ؟

 

بگو تا سفره ی هفت سین چن تا یخ بندون سرده ؟

بگو چشمای ترانه چن تا بغض و گریه کرده ؟

 

بگو با منی که نبض روزگارو دس بگیرم

بگو تا از این زمونه خنده هامو پس بگیرم

 

بگو هستی که بمونم ، پشت زندگی نمیرم

تو که تو قصه نباشی از تموم قصه سیرم...

 

ترانه ی سکوتم و تنها تو می شنوی عزیز !

عطر زلال تنت و رو تن لحظه هام بریز !

 

             " ترانه سرا : یغما گلرویی / خواننده : حمید حامی "

 

 

دسته ها : ترانه
يکشنبه 5 2 1389

 

 

 

اول خدا

 

سیمین بری گل پیکری آری

 از ماه و گل زیباتری آری


همچون پری افسونگری آری

دیوانه رویت منم چه خواهی دگر از من


سرگشته کویت منم نداری خبر از من

هرشب که مه بر آسمان

 گردد عیان دامن کشان


گویم به او راز نهان که با من چه ها کردی


به جانم جفا کردی

هم جان و هم جانانه ای اما

در دلبری افسانه ای اما


اما ز من بیگانه ای اما


آزرده ام خواهی چرا تو ای نوگل زیبا


افسرده ام خواهی چرا تو ای آفت دلها

عاشق کشی شوخی تو زیبایی


شیرین لبی اما دل آزاری


با ما سر جور و جفا داری


می سوزم از هجران تو نترسی ز آه من


دست من و دامان تو چه باشد گناه من

دارم ز تو نامهربان


شوقی به دل شوری به جان

می سوزم از سوز نهان


ز جانم چه می خواهی نگاهی به من گاهی

یارب برس امشب به فریادم

 من جان از آن نامهربان دادم


بیداد او برکنده بنیادم

گو ماه من در آسمان دمی چهره بنماید


تا شاهد امید من ز رخ پرده بگشاید...


                                  " خواننده  :  جمشید شیبانی "

 

 

دسته ها : ترانه
چهارشنبه 1 2 1389

 

 

اول خدا

 

جون بگیر ای من مرده!بگو حقت و کی خورده ؟

بگو کی واژه ی عشق و از دل حافظه برده ؟

 

چه کسی سایه ی سنگی کشیده رو تن مهتاب ؟

من چشامو جا گذاشتم توی رخوت کدوم خواب ؟

 

منو بسپار به ترانه ، به یه آواز ، به یه فریاد

کاری کن قاصدکامون گم نشن تو کوچه ی باد

 

نذار از صدا بیافتم تو سکوت بی مروت

همیشه یه دنیا حرفه پشت نقطه چین وحشت.....

 

              "  ترانه سرا : یغما گلرویی / خواننده : امیر کریمی "

 

دسته ها : ترانه
دوشنبه 30 1 1389

 

 اول خدا

 

هرکسی دنبال خبر می گرده

 بهش بگین عشق داره برمی گرده

عشق میاد همین روزا خیلی زود

عشق میاد تازه می فهمیم کی بود

وقتی میاد دور و برش شلوغ نیست 

 این دفعه حتماً خودشه دروغ نیست

وقتی میاد زندگی آسون می شه 

 میاد و تو خونه ها مهمون می شه

هرکسی دنبال خبر می گرده 

 بهش بگین عشق داره برمی گرده

عشقه دیگه فقط یه کم پیر شده 

 از عاشقا یه خورده دلگیر شده

عشقه دیگه فقط تو هیچ قابی نیست

شبیه این عشقای قلابی نیست

عشقه و نامه های راه دورش ،

عشق میاد ، عشق و دل صبورش

میاد و این پنجره ها وا می شه 

 دلخوشی گمشده پیدا می شه

عشق میاد شهرو خبردار کن

اینو برای همه تکرار کن  

 

        "شاعر: امیر پیر نهان / خواننده : احسان خواجه امیری "

 

 

دسته ها : ترانه
سه شنبه 17 1 1389

 

اول خدا

 

 

              خدای من...

 

 

من و تو آغوشت بگیر خدا می خوام بخوابم

آخه تو تنها کسی بودی که دادی جوابم

من و تو آغوشت بگیر می خوام برات بخونم

روی زمین چقدر بده ، می خوام پیشت بمونم

کی گفته باید بشکنم ، تا دستمو بگیری

خسته شدم از عمری غربت و غم و اسیری

کی گفته باید گریه ی شبامو دربیاری

تا لحظه ای وقت شریفت رو واسم بذاری

توی آغوش تو آرامش محضه

من و با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم کن من و وردار ببرم دور

ببرم از این زمین سرد و ناجور

وقتی باید واسه ی رها شدن ، هی بی فروغ بود

واسه آرامش نسبی کلی حرفای دروغ بود

توی دنیا هرچیزی قیمتی داره حتی وجدان ،

اینا رو هیچ جا ندیدم ، نه تو انجیل ، نه تو قرآن

وقتی دنیا همه حرف پوچ و مفته

صدای هق هقتو از کی شنفته

تو که می گی : پیشمی تا لحظه ی مرگ

این که می گن : می شکنی ، رنجم می دی

 بگو : کی گفته ؟

توی آغوش تو دیگه تنها نیستم

هر نفس اسیر دست غم ها نیستم

دیگه عاشقانه تر از عاشقانم

واسه موندن دیگه با بها ، بهانه ام

توی آغوش تو از درد خبری نیست

از دروغ و حرف های زرد اثری نیست

نمی بینی کسی از هراس نونش

جلو حرف ناثواب بندِ زبونش

توی آغوش تو آرامش محضه

من و با خودت ببر حتی یه لحظه

بغلم کن من و وردار ببرم دور

ببرم از این زمین سرد و ناجور

 

                           " رضا صادقی /آلبوم یکی بود یکی نبود "

 

 

 

دسته ها : ترانه
جمعه 6 1 1389

 

 

 

اول خدا

 

 

سلام ای غروب غریبانه ی دل

سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی

خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ  ای قصه ی عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق

خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین  همیشه

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من

تورا می سپارم به دلهای خسته

تورا می سپارم به مینای مهتاب

تورا می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته

تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد

به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد

اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من

خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم

خداحافظ ای نوبهار همیشه ...

 

         " شاعر : اهورا ایمان / خواننده : احسان خواجه امیری "

 

به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقی...

بیست و هشتم اسفند ماه سال یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت

 

دسته ها : ترانه
جمعه 28 12 1388

 

 

اول خدا

 

 

بهار بهار
صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنایی
صدات میاد ... اما خودت کجایی
وابکنیم پنجره ها رو یا نه
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
عید آورد از تو کوچه تو خونه
حیاط ما یه غربیل
باغچه ما یه گلدون
خونه ما همیشه
منتظر یه مهمون
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار بهار یه مهمون قدیمی
یه آشنای ساده و صمیمی
یه آشنا که مثل قصه ها بود
خواب و خیال همه بچه ها بود
آخ ... که چه زود قلک عیدیامون
وقتی شکست باهاش شکست دلامون
بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد
چقد دلم فصل بهار و دوست داشت
واشدن پنجره ها رو دوست داشت
بهار اومد پنجره ها رو وا کرد
من و با حسی دیگه آشنا کرد

یه حرف یه حرف ‚ حرفای من کتاب شد
حیف که همش سوال بی جواب شد

"  ؟ "

 

88 noroz

 

دوستان نازنینم سلام

نوروزتان همراه با شکفتن بهار آرزوهایتان مبارک

دعا بری سلامتی و ظهورآقا امام زمان"عج"یادتون نره. 

آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟

آخرین جمعه ی سال است کجایی آقا؟

یک نفر عاشق اگر بود ، زمین می فهمید

عاشقی بی تو محال است ، کجایی آقا؟

اللهم عجل لولیک الفرج 

ایام به کام    آنیما

 

 

دسته ها : ترانه
جمعه 28 12 1388

 

اول خدا

 

 

هعغف

شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم

شرر ریزد بی امان به دل ساکنان فلک ناله ی سازم

 

دل شیدا حلقه را شکند تا بر آید و راه سفر گیرد

مگریک دم گرم و شعله فشان تا به بام جهان بال و پر گیرد

 

خوشا ای دل بال و پر زدنت ، شعله ور شدنت در شبانگاهی

به بزم غم  دیدگان تری ، جان پر شرری ، شعله ی آهی

 

بیا ساقی تا به دست طلب گیرم از کف تو جام پی در پی

به داد دل ای قرار دل ، نوبهار دلم می رسی پس کی ؟

 

چو آن ابر نوبهارم  من به دل شور گریه دارم من می توانم آیا نبارم من

 

نه تنها از من قرار دل می رباید این شور شیدایی

جهانی را دیده ام یکسر ، دیده ام یکسر ، غرق دریای ناشکیبایی

 

بیا در جان مشتاقان گل افشان کن ، گل افشان کن

به روی خود ، شب ما را چراغان کن چراغان کن

 

چو آن ابر نوبهارم من به دل شور گریه دارم من می توانم آیا نبارم من

 

                                    " خواننده : عبدالحسین مختاباد "

 

دسته ها : ترانه
دوشنبه 24 12 1388
X