صفحه ها
دسته
....
يادياران قديمي نرود از دل تنگ...
دوستان نازنينم
مداحی
سایت
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 715733
تعداد نوشته ها : 1349
تعداد نظرات : 1772

Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

اول خدا

 

نهم ربيع الاول، پيام رسان بهار ظهوري است كه گلهاي زيباي زندگي

همچون عدل، قسط، عزت، عشق، صفا، صميميت، گذشت، ايثار و

ايمان و احسان در آن مي شكفد.


 


دسته ها : موعود
شنبه 21 10 1392

 

اول خدا

 

يا ابا صالح لمهدي "عج " ادركني

 

 
غروب جمعه رسيده است و باز تنهايي 
غروب، اين‌همه غربت، چرا نمي‌آيي؟

زمين به دور سرم چرخ مي‌زند، پس كي
تمام مي‌شود اين روزهاي يلدايي؟

كجاست جاذبه‌ات آفتابِ من؟ خسته است
شهابِ كوچكت از اين مدارپيمايي

كبوترانه دلم را كجا روانه كنم؟
كجاست گنبد آن چشم‌هاي مينايي؟

تمام هفته دلم را به جمعه خوش كردم
غروب جمعه رسيده است و باز تنهايي...
 
 
" پانته آ صفايي "
دسته ها : موعود
جمعه 22 9 1392

اول خدا


...

 

يا اباصالح المهدي "عج " ادركني

رو به گندم‌ زارها مي آيي اي مولاي گندمگون !

آيه‌ ي صلحند چشمان شما ، «والتين والزيتون»

ابروانت خط نستعليق خطاطي زبردستند

آخرين بيت از غزل‌هايي خيال انگيز و يكدستند

بيتِ آخر حالتش اين است، غافلگير خواهد كرد

ناز دارد ، مي رسد هرچند گاهي دير خواهد كرد

نرگس اينجا غرق در تركيب خالت با لب است امشب

«آن شب قدري كه گويند اهل خلوت امشب است »، امشب

دارد از بالا محمد (ص) هم خودش را در تو مي جويد

مي زند بر شانه‌هاي حيدر و با شوق مي گويد:

ـ مثل زهرا(س) مي شود از دور چشمش را كه مي بندد

خوب با دقت نگاهش كن علي(ع) ! مثل تو مي خندد

بي محمد(ص) مانده يثرب تا تو شب با ماه تنهايي

بي علي(ع) مانديم تا تو بازهم با چاه تنهايي

لحظه‌ها را بي تماشايت نگو باور كنم مولا!

«من نه آن رندم كه ترك ساقي و ساغر كنم» مولا!

تا كي اينجا قصه‌ ي خورشيد پنهان را بخوانم من

«يوسف گمگشته باز آيد به كنعان» را بخوانم من

با ستاره منتظر مي مانم آري صبح نزديك است

آه ، بيدارانِ اين شب زنده داري! صبح نزديك است

 

قاسم صرافان

 

دسته ها : موعود
پنج شنبه 4 7 1392

 

اول خدا

 

يا ابا صالح المهدي عج مددي مولاجانم

 

..



از ماموريت كه برگشت ، خوشحال بود !

پرسيد : راستي فرمانده،گمراه كردن اين ها چه فايده اي دارد؟

ابليس جواب داد : امام اين ها كه بيايد ،روزگار ما سياه خواهد شد

اين ها كه گناه ميكنند، امامشان ديرتر مي آيد

با كنجكاوي پرسيد : اين هفته پرونده ها چطور بود؟

ابليس يك نگاه عاقل اندر سفيه بهش انداخت و گفت :

مگر صداي گريه ي آقاشون رو نمي شنوي؟؟؟

اللهم عجل لوليك الفرج

 

"  ؟  "

دسته ها : موعود
سه شنبه 26 6 1392

 

 

اول خدا

 

................

 

يا اباصالح المهدي "عج " مددي مولا جان

 

بيا كه آينه ي روزگار زنگاري ست
بيا كه زخم زبان هاي دوستان كاري ست

به انتظار نشستن در اين زمانه ي يأس
براي منتظران چاره نيست ناچاري است

به ما مخند اگر شعرهاي ساده ي ما
قبول طبع شما نيست كوچه بازاري است

چه قاب ها و چه تنديس هاي زريني
گرفته ايم به نامت كه كنج انباري است!

نيامدي كه كپرهاي ما كلنگي بود
كنون بيا كه بناهايمان طلاكاري است

به اين خوشيم كه يك شب به نامتان شاديم
تمام سال اگر كارمان عزاداري است

نه اين كه جمعه فقط صبح زود بيدارند
كه كار منتظرانت هميشه بيداري است

به قول خواجه ي ما در هواي طره ي تو
"چه جاي دم زدن نافه هاي تاتاري است "

سعيد بيابانكي

دسته ها : موعود
پنج شنبه 31 5 1392

اول خدا

 

..

 

يا اباصالح المهدي "عج " ادركني

 

بعد از گذشت اين همه ليل و نهارها

تازه شديم مثل همه بي قرارها

 

غفلت كه همدم همه ي لحظه هاي ماست

كوتاه كرده دست مرا از نگارها

 

ميل گناه در دل ما موج مي زند

بيهوده نيست اين همه دوري ز يارها

 

در اين زمانه هيچ كسي فكر يار نيست!

يعني گرفته آينه ها را غبارها

 

در راه وصل او قدمي برنداشتيم

جا مانده ايم گوشه ي تنگ حصارها

 

افعال خويش را همه توجيه مي كنيم

با كثرت مشاغل و با اين شعارها ...

 

اين چه بساطي است كه ما در مي آوريم

بي حرمتي به او بُوَد اين گونه كارها

 

ديدار يار لازمه اش پاكي است و بس

تقوا مداري است نشان عيارها

 

خواهيم اگر كه او نظري هم به ما كند

بايد شويم آينه ي مهزيارها

 

او را به حق پهلوي زهرا قسم دهيم

شايد نجاتمان دهد از گير و دارها

 

" محمد فردوسي "

 

دسته ها : موعود
پنج شنبه 24 5 1392

اول خدا

 

......

 

يا اباصالح المهدي "عج " ادركني مولاجان


به پايت ريختم اندوه يك دريا زلالي را

بلور اشك‌ها در كاسه ماه هلالي را

چمن آيينه ‌بندان مي‌شود صبحي كه بازآيي
به وقتش فرش راهت مي‌كنم گل‌هاي قالي را

نگاهت شمع آجين قبله جان غزالان است
غمت عين القضاتي مي‌كند عقل غزالي را

چه جامي مي‌دهي تنهايي ما را جلال‌الدين!
بخوان و جلوه‌اي بخشاي اين روح جلالي را

شهيد يوسفستان توام زلفي پريشان كن
بخشكان با گل لبخندهايت خشكسالي را

سحر از ياس شد لبريز دل‌هاي جنوبي‌مان
نسيم نرگست پر كرد ايوان شمالي را

افق‌هايي كه خونرنگ‌اند، عصر جمعه ي مايند
تماشا مي‌كنم با ياد تو هر قاب خالي را

كدامين شانه را سر مي‌گذارم وقت جان دادن
كدام آييينه پاياني‌ست اين آشفته حالي را

تو ناگاهان مي‌آيي مثل اين ناگاه بي‌فرصت
پذيرا باش از اين دلتنگ، شعري ارتجالي را

" عليرضا غزوه "

دسته ها : موعود
پنج شنبه 6 4 1392

اول خدا

 

..

 

كوچه هاي شهر را امشب چراغاني كنيد

عرش را و فرش را آيينه بنداني كنيد

 

آمده نور دل انگيزي به سمت سامرا

بايد امشب كوچه ها را خوب نوراني كنيد

 

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجيان

جان ما را پيش پاي يار، قرباني كنيد

 

از خَم ابروي او صدها خُم مي مي چكد

بايد امشب خلق را انگور مهماني كنيد

 

ديدن روي سليمان كار آساني كه نيست

بايد اوّل خوب از اين مُلك، درباني كنيد

 

هر كه باشد نوكر تو زود آقا مي شود

خود به خود با يك نگاه تو مسيحا مي شود...

 

" محمد فردوسي "

دسته ها : موعود - آينه ي عشق
دوشنبه 3 4 1392

 

اول خدا

 





آمدنت چون رستاخيز، عدل گستر است و چون سپيده صبح

نويد آغازي دوباره براي همه خوبي هاست .



دوباره بساط طرب شد مهيا دوباره رسيده شب شور و غوغا

شب مي فروشي شب باده نوشي شب لب نهادن به لبهاي صهبا

شب هو كشيدن گريبان دريدن شب پر كشيدن پريدن به بالا

چه شبها كه زهرا دعا كرده تا ما همه شيعه گرديم و بي تاب مولا

غلامي اين خانواده دليل و مراد خدا بوده از خلقت ما

مسيرت مشخص اميرت مشخص مكن دل دل اي دل بزن دل به دريا

كه دنيا به خسران عقبي نيرزد به دوري ز اولاد زهرا نيرزد

واين زندگاني فاني جواني خوشيهاي امروز اينجا به افسوس بسيار فردا نيرزد

اگر عاشقانه هوادار ياري اگر مخلصانه گرفتار ياري

اگر آبرو مي گذاري به پايش يقينا يقينا خريدار ياري

بگو چند جمعه گذشتي زخوابت چه اندازه در ندبه ها زار ياري

به شانه كشيدي غم سينه اش را و يا چون بقيه تو سر بار ياري

اگر يك نفر را به او وصل كردي براي سپاهش تو سردار ياري

به گريه شبي را سحر كردي يا نه چه مقدار بي تاب و بيمار ياري

اگر اشك داري به شكرانه اش ها كه مست نگاه گهر بار ياري

دل آشفته بودن دليل كمي نيست اگر بي قراري بدان يار ياري

و پايان اين بي قراري بهشت است بهشتي كه سر خوش ز ديدار ياري

نسيم كرامت وزيرن گرفته وباران رحمت چكيدن گرفته

مبادا بدوزي نگاه دلت را به مردم كه بازار يوسف فروشي در اين دوره بد شديدا گرفته

خدايا به روي درخشان مهدي به زلف سياه و پريشان مهدي

به قلب رئوفش كه درياي داغ است به چشمان از غصه گريان مهدي

به لبهاي گرم علي يا عليش به ذكر حسين و حسن جان مهدي

به دست كريم و نگاه رحيمش به سبحان سبحان سبحان مهدي

به برق نگاه و به خال سياهش به عطر مليح گريبان مهدي

به حج جميلش به جاه جليلش به صوت حجازي قرآن مهدي

به صبح عراق و شبانگاه و شامش به آهنگ سمت خراسان مهدي

به جان داده هاي مسير عبورش به شهد شهود شهيدان مهدي

مرا دائم الاشتياقش بگردان مرا سينه چاك فراقش بگردان

تفضل بفرما به اين بنده بي سر و پا مرا همدم و محرم و هم ركاب

سفرهاي سوي خراسان و شام و عراقش بگردان

نديدم شهي در دل آرايي تو به قربان اخلاق مولايي تو

تو خورشيدي و ذره پرور تريني فداي سجاياي زهرايي تو

نداري خماري به مشتاقي من نديدم نگاهي به صهبايي تو

نداري خرابي به بي تابي من نديدم سبويي به مينايي تو

نداري به كويت ز من بي نواتر نديدم كريمي به طاهايي تو

نداري گدايي به رسوايي من نديدم نگاري به زيبايي تو

نداري مريضي به بد حالي من نديدم دمي چون مسيحايي تو

نداري غلامي به تنهايي من نديدم غريبي به تنهايي تو

نداري اسيري به شيدايي من نديدم كسي را به آقايي تو

امير غريبان تنها كجايي چراغ سر قبر زهرا كجايي

تجلي طاها گل اشك مولا

دل آشفته داغ آن كوچه غم

گرفتار گودال خونين در افكار غم هاي زينب

سيه پوش قاسم عزادار اكبر گل باغ ليلا

پريشان دست علمگير سقا نفس هاي سجاد

نواهاي باقر دعاهاي صادق كس بي كسي هاي شب هاي كاظم

حبيب رضا و انيس قريب جواد الائمه تمناي هادي عزيز دل عسگري

پس نگارا بفرما كجايي نگارا بفرما كجايي كجايي

دلم جز هوايت هوايي ندارد لبم غير نامت نوايي ندارد

وضو و اذان و نماز و قنوتم بدون ولايت صفايي ندارد

دلي كه نشد خانه ياس نرگس خراب است و ويران بهايي ندارد

مرا در كمندت بيفكن كه ديگر گرفتار عشقت رهايي ندارد

خوشا آن كه غير از ظهورت نگارا شب قدر ديگر دعايي ندارد

يدالهي و حق به جز دست مشكل گشاي تو مشگل گشايي ندارد

غلام تو ام از ازل تا قيامت كه اين بندگي انتهايي ندارد

بيا تا جوانم بده رخ نشانم كه اين زندگاني وفايي ندارد

نگارا نگاهي كه جز نوش لعلت دل زخم خورده دوايي ندارد

بيا تا نمردم به فكر دوا باش به فكر علاج دل بي نوا باش

كريما رحيما رئوفا عطوفا نگارا بهارا بيا جان مولا

بيا جان زهرا بيا جان زينب بيا جان سقا

سحر خيز مكه سحر خيز كوفه سحر خيز مشهد سحر خيز كرببلا و مدينه



سحر ياد ما باش سحر ياد ما باش

(شعر بالا نواي مولودي خواني حاج محمود آقاي كريمي سال ۹۰ ميلاد حضرت ولي عصر (عج) )



التماس دعا آنيما

دسته ها : موعود - آينه ي عشق
دوشنبه 3 4 1392

 

اول خدا

 

 ..

 

برايت


 دلم را


 آماده كردم


 به كدامين


 نشاني


 ارسالش كنم . . . ؟!

 

 يابن الحسن آقا بيا

 

" آزاده سربدار "

 

دسته ها : موعود
دوشنبه 3 4 1392
X